آذر ۱۷
هباء، سلام!
هدیه های «تانیا» را گرفتی؟!
قبل از پرتاب، روی راکت ها برایت یادگاری نوشته بود…
هباء!
طعم سرب، طعم گلوله چه طعمی است؟
اینجا ما «رمز تمایز» را خوب می فهمیم؛
وقتی به ما می گویند: «با ما باش: نستله»…
هباء!
فدای کودکی هایت شوم!
از امروز، دیگر همه ما «فلسطینی» هستیم.
بغضت نشکند…
عیبی ندارد،
بگذار ملک عرب، پیمانه به پیمانه قاتل هستی تو بزند، به سلامتیش…
هباء!
دستان کوچکت را می بوسم،
یادت نرود، مواظب باش… مواظب خلخال پای پیرزن یهودی…
هباء؛
دختر ۶ساله فلسطینی!
به داود -برادرت- بگو:
هر وقت سنگی به سوی جالوت پرتاب کرد،
سنگی نیز به چشم های کور دنیا بزند، و به دل های سیاه مردمانش…
این، شمعی است کوچک برای خانه کوچک هباء… / بشنوید حکایت کودکانه هباء را از لطف عدو…




یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
سلام علیکم
ان شاالله آقامون صاحب الزمان یه چاره ای بکنه
یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
اگر يادتان ماندو باران گرفت
دعايي به حال بيابان کنيد
دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
سلام بزرگوار
به اميد ظهور عدالت گستر آقا امام زمان (عج)
من اکنون احساس می کنم،
بر تل خاکستری از همه آتش ها و امیدها و خواستن هایم،
تنها مانده ام.
و گرداگرد زمین خلوت را می نگرم.
و اعماق آسمان ساکت را می نگرم.
و خود را می نگرم.
و در این نگریستن های همه دردناک و همه تلخ،
این سوال همواره در پیش نظرم پدیدار است،
و هر لحظه صریح تر و کوبنده تر
که تو این جا چه می کنی؟
امروز به خودم گفتم:
من احساس می کنم،
که نشسته ام زمان را می نگرم که می گذرد.
همین و همین.
دکتر علی شریعتی
دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
درود بر شما دوست باوفا و پارسی سخن نیک اندیشم
از اینکه بسیار دیرهنگام به دیدارتان آمده ام پوزش می طلبم و شادمان و شرمگین از مهربانی هایتان که همواره مرا به یاد دارید و به سرای ترک خورده ام قدم می نهید.
این روزها قدری گرفتار مشکلات زمینی شده ام و با آزمونهای پروردگار دست و پنجه نرم می کنم و امید دارم به یاری او هرچه زودتر به گذشته ی نیک خویش که همانا با دوستانی چون شما بودن است بازگردم.
طینتها ترک خورده اند و جای دست ها و چنگالها در تن فریادها اسیرند، ناله ها بوی تظاهر گرفته اند و آرزوها چون بتی به سگالی خشمگین درآمده اند و در بستگی رویاهایم جدال افکار پلیدم با غمزه های خدا پدیده ای است شگرف و دیدنی…..
فضایی است مشوش و دلهره آور،جای رقص قلمها،زیرا در هوش سردرگم خود نگاه ها به سخره کشیده اند راه رفتن بر روی نخستین پلشتی ها پیکار امواج نگاه با قداست جانم،جلوه ای دیدنی را پدید آورده است زیرا که زمین خالی از رقصنده هاست….
به دیدارم بیایید تا غمزه های خدا را در این زمین خالی برقصانیم و فضای دلهره ها را رنگین کنیم.
امید است پایدار و پای برجا در سایه سار ایزد یکتا باشید.
تا درود و دیداری دیگر بدرود
دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
با سلام خیلی وب خوبی است. مخصوصا این قسمتش که واقعا آدم رو دگرگون می کنه. کار تحقیقاتی و پژوهشی خیلی سخت و سازنده ای را انجام دادید. امیدوارم در تمام مراحل زندگی تون مانند این وب سایت موفق و پیروز باشید.
در ضمن من هم یک وبلاگ نوپایی رو دارم خواهشمنداست برای اینکه زودتر پا بگیره این وبلاگ رو هم در وب خودتون پیوند دهید. با تشکر فراوان.
http://www.onsebakhoda.blogfa.com
دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
سلام برادر ارزشمندم
عید سعید قربان ، عید ایثار و از خود گذشتگی برشما وخانواده گرامیتان مبارکباد .
خدا لعنت کند آنانی که بمب را بر سر کودکان بیگناه فلسطینی چون هباء می ریزند .
کاش روزی شاهد پایان این جنگ لعنتی و نا برابر باشیم .
سنگ در قبال گلوله .
دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
دلم گرفت…خيلي زياد…هيچ ندارم براي گفتن….
آمده بودم بگويم عيدتان مبارك….هميشه به شادي باشيد….اما با اينها كه ديدم ديگر….
سكوت بهترست انگار….
“ققنوس،www.atasheh-penhan.blogfa.com”
دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
سلام بر شما دوست گرامي
عيد سعيد قربان بر شما مبارك
سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
سلام بزرگوار
عیداضحی بر شما مبارک باد
صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.
التماس دعا
سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
باسلام
خدایا دریاب ، دریاب
سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
عید قربان عید پاک ترین عیدها است [گل]
عید سر سپردگی و بندگی است[گل]
عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است[گل]
عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند[گل]
عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است[گل]
[گل] عیدتون مبارک [گل]
چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
سلام
بسوز ای فلسطین
جهانی در خواب است
گوشها کر شده اند و چشم ها کور
زبان ها هم زبان نمی فهمند
تو مانده ای و خودت
تک و تنها در محاصره گرگ ها
بسوز
سوختن .ساختن.اما نباز خودت را
روزی میرسد که آتش خشمت جهانی را میبلعد
جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
سلام بر شما دوست گرامي
با خواندن اين متن دلم بدجوري گرفت
كاش به جاي كودكي كه هنوز نميداند زندگي چيست، جنگ مرده بود
كاش ظلم مرده بود
كاش…
كاش…
دوست گرامي به روز هستم كمي مقداري
جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
salam
kami gheybateton gheyre adi shode.
age salmat hastin khabar bedin
جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
سلام بر شما…..
حالتون خوبه؟؟؟
نگران شدم وقتي جوابم نداديد….دلگيريد از من؟؟؟
اميدوارم خوب باشيد و هميشه خندان….
جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
با اجازه لينك كردم….
شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
با سلام
لوگوی شما در سایت خبری وبلاگ نویسان مسلمان قرارگرفت
آدرس های ا
http://moslemblog.mee.ir/
muslemblog.com
http://moslemblog.mihanblog.com
شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۰۹
سلام
لالا لالا بخواب دنيا خسيسه
واسه كمتر كسي خوب مينويسه
يكي لبهاش هميشه غرق خندست
يكي پلكاش تو خواب هم خيسه خيسه
اللهم عجل لوليك الفرج
چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸۷ در ۴:۵۸ p۱۰
الله اكبر …
الله اكبر …
ساعاتي پيش، حريم روباهان مكار انگليسي، توسط دانشجويان غيور اين مرز و بوم، كه از جايجاي ميهن شهيد پرور ايران(تبريز، سيستان و بلوچستان و…) به تهران آمده بودند، شكسته شد، تا به دشمنان ثابت شود كه ۱۳ آبان، فقط ۱۳ آبان نيست… ۱۰ دي و تمام روزهاي ديگر مي تواند ۱۳ آبان باشد.
(قدس! همين روزها خواهيم آمد…)